نظام الدين شامى

مقدمه 6

ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى )

آن حضرت " گذاشته است . بديهى است كه او اين كار را كرده است . مخصوصا " توجيهى كه او و ديگر تاريخ‌نگاران دربارى براى اقدامات اين خونخواران مىكنند ، آنچنان زهرآگين و دردآور است كه سوزش زخم آن از شمشير خونبار شخص متجاوز بمراتب بيشتر است . در همين " ظفرنامه " ، نظام الدين شامى همه‌ى آن جنايات و خونريزىهائى را كه چنگيز و وحشيان او و تيمور و دارودسته جنايتكارش در حق مردم مظلوم و بيدفاع شاه زده و حاكم گزيده اعمال كردند ، مشيت الهى و تقدير خداوندى ميداند و اطفال شيرخوار و كودكان و مردان و زنان جوان و سالخورده و فلك‌زده را مستوجب تجاوز و غارت و كشتن ميشناسد و براى توجيه اين جنايات ، تمام استعداد هنرى و تجربه علمى خود را به كار ميگيرد : در ظفرنامه چنين ميخوانيم : " اما چون فسق و فساد و لجاج و عناد گريبان خلق گيرد و سر از راه شريعت بگردانند . . . تا خداى تعالى را فراموش كنند و فرمان صاحب شريعت نبرند ، حكمت . الهى اقتضاى آن كند كه دل پادشاهان را بر ايشان متغير گرداند و در خاطر ملوك القاء كند تا ايشان را تاديب كنند و گوشمال دهند و در حديث قدسى مصداق اين معنى وارد شده كه : انا الله ملك القلوب و الملوك و نواصيهم بيدى فمن اطاعنى جعلتهم عليه رحمه و من عصانى جعلتم عليه نقمه فلا تسبو الملوك و لكن توبوا الى اعطفهم عليكم . معنى آنست كه : منم آن خدائى كه پادشاه پادشاهانم . دلهاى پادشاهان و موى پيشانى ايشان بدست قدرت من است . هركس كه فرمان من برد ، من دلهاى پادشاهان را بر ايشان مهربان گردانم و هركه نافرمانى من كند ، دلهاى ايشان را بر كينه و قهر ايشان دارم . پس بايد كه شما پادشاهان را بد نگوئيد ، ليكن توبه كنيد و به من بازگرديد تا من ايشان را بر شما مهربان گردانم " . بدين‌ترتيب پادشاهان و ارباب قدرت يك قلم مصون و مبرا از مسئوليت هستند . آنها مظهر لطف يا قهر خداوندند : بدنباله مطلب توجه كنيد : " بنابراين سلاطين و ارباب دولت برحسب مقتضاى هر زمانى از سه صنف بيرون نباشند : يا به كلى مظهر لطف و مرحمت باشند يا به كلى مظهر قهر و نقمت و يا جامع ميان اين هردو . و آن وجود به كمال نزديك‌تر باشد و آن ذاتى بود كامل كه جامع باشد ميان تجليات جلالى و جمالى تا برحسب هر زمان به نسبت با اشخاص